على ربانى گلپايگانى
410
ايضاح الحكمه ترجمه و شرح بداية الحكمه ( فارسى )
بود « 1 » . پس حاصل نظريه صدر المتألهين ( ره ) اين است كه امكان و وجوب از قبيل سفيدى ، سياهى ، گرمى و سردى و مانند آن نيستند كه خود داراى وجودى جدا از موضوع مىباشند ، هرچند وجود آنها لنفسه نيست بلكه لغيره است ، سفيدى و سياهى در خارج عارض بر جسم مىگردند ، و جسم هم در خارج متصف به آنها مىباشد ، ولى امكان و وجوب در خارج عارض بر موضوعات خود نيستند ، عروض آنها مربوط به تحليل عقلى و ظرف ذهن است ، يعنى عقل ، موجود خارجى را مطالعه كرده و آن را به ماهيت و امكان تحليل مىنمايد آنگاه ماهيت را معروض و امكان را عارض او قرار مىدهد ، همانگونه كه واقعيت خارجى را به وجود و ماهيت تحليل مىكند ، و ماهيت را معروض و وجود را بر آن حمل مىكند . ولى در خارج عارض و معروض در كار نيست ، تنها معروض وجود دارد و بس ، لكن در عين حال وصف امكان را از موجود خارجى انتزاع مىكند ، و به اين جهت ، امكان داراى منشاء انتزاع خارجى مىباشد ، يعنى يك مفهوم بىارتباط با واقعيت خارجى نيست ، كه به كلى از واقعيت بىبهره باشد ، به همين جهت گفته مىشود : ظرف اتصاف به امكان در خارج است ولى ظرف عروض امكان بر موضوع خود در ذهن مىباشد همان گونه كه همهء معانى عام فلسفى اينگونهاند . وجود عينى امكان و وجوب بر مبناى اصالت وجود از ويژگىهاى سبك و روش حكيم طباطبائى ( ره ) در بدايه و نهايه اين است « 2 » كه نخست مسائل را به سبك و سياق اصالت ماهيت و سپس متناسب با اصالت وجود
--> ( 1 ) اسفار ، ج 1 ، ص 140 - 139 . ( 2 ) اگرچه اين روش از ابتكارات صدر المتألهين مىباشد ، ولى از آنجا كه در زمان او اين روش مراحل ابتدايى خود را مىگذرانده است ، اولا به طور مشخص و ملموس نمايان نيست و ثانيا در پارهاى مسائل حتى خود صدر ، المتألهين نيز به شيوهء اصالت ماهيت بحث كرده است .